جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

670

تحفة الملوك ( فارسى )

و امتثال فرمودهء خداوند كه وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا « 1 » را ايضا نموده باشد . و قبل از مشغول شدن به خوردن ، دو دست خود را هردو باهم از جهت تنظيف نمودن از كثافت و تعظيم نمودن مر نعمت خداوند بشويد . و در حديث نبوى و غير آن رسيده است كه شستن دست پيش از خوردن ، دفع فقر و بعد از خوردن ، دفع وسواس و همّ و غم مىنمايد ، و شستن در هردو وقت موجب زيادتى در عمر و زندگى نمودن با سعه و عافيت يافتن از بلاى جسد و دفع نمودن كثافت از رخت و جلاى بصر و بسيارى خير خانه و ثابت ماندن نعمت و زيادتى رزق است . « 2 » و دست‌ها را به دستمال پاك نكند ، بلكه تر بگذارد كه مادام كه ترى در آن باقى است بركت در طعام آن مىباشد . « 3 » و افتتاح و اختتام را هردو به نمك يا به سركه يا افتتاح را به نمك و اختتام را به سركه ، چنان‌كه طريقهء ائمهء اطهار عليهم السّلام بوده است و موجب دفع هفتاد نوع از بلا است كه از آن جمله ، جنون و جذام و برص است ، « 4 » بنمايد . و عكس قسم اخرى را ، كه افتتاح به سركه و اختتام به نمك است و سنت و طريقهء بنى اميّه است ، نكند . و سفره را بر زمين بيندازد نه اين‌كه بر كرسى و امثال آن بگذارد . و كفش خود را بيرون كند . و به تواضع بنشيند ؛ مثل نشستن عبيد به دو زانو ، يا آن‌كه به زانوى چپ و راست را منصوب و راست دارد و تكيه بر طرف يمين و يسار خود نكند ، و بر دست چپ عيب ندارد ، و ايستاده و در حال راه رفتن نخورد مگر در حال ضرورت . و بنا و نيت او در خوردن ، محض تلذذ نباشد ، بلكه قوّت يافتن بر طاعت و دفع اذيت نمودن از بدن باشد كه علامت آن ، آن است كه تا گرسنه نشود نخورد و هنوز سير نشده ، دست را بكشد ، و هر گاه كه غذا در وقت نماز حاضر گردد و وقت نماز تنگ نباشد پس خوردن را از جهت تعظيم نعمت و دورى از اغتشاش خاطر و سرد شدن و تغيّر يافتن آن چيز كه موجب قلّت رغبت است و در حقيقت ، معناى اهانت است ، بر نماز مقدّم دارد ، و به هرچيز كه

--> ( 1 ) . مريم : 62 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 290 ، باب الوضوء قبل الطعام و بعده ؛ اين روايت در مصادر ديگر هم موجود است . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 291 ، ح 1 . ( 4 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 326 ، ح 2 ؛ در اين حديث 72 بلا آمده ؛ عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 42 ، ح 142 و المحاسن ، ج 2 ، ص 424 و 425 .